آرام و آوید خانم

من و تو امروز عصر رفتیم دیدن آوید خانم خوشگل که دختر خاله حنا است .

وقتی آوید رو بغل گرفتم ، توقع داشتم که تو حسودی کنی مثل همه بچه ها ولی نه تنها حسودی نمی کردی بلکه میومدی آوید رو ناز میکردی ، می بوسیدی، به دست و پاهای کوچولوش دست میزدیقلب

اما امان از شیطنتهای تو ؛ رفته بودی توی اتاق آوید بازی کنی ، خاله هم گفت کاریش نداشته باش بذار بازی کنه ؛ منم با خیال خوش نشسته بودم و مشغول حرف زدن با خاله حنا بودم که دیدم داری صدا میزنی مامانی مامانی

بلند شدم اومدم دیدیم نشستی توی روروک آوید و بدتر از اون اینکه تمام ریسه هایی که به سقف اتاق وصل بود کشیدی و پرت کردی وسط اتاقعصبانی

کلی خجالت کشیدم ؛ آخه مامان وقتی یه جایی میریم نباید اینقدر فضولی کنی که!!!!

اما خاله حنا همش میگفت عیبی نداره چیزی نشده بذار بازی کنه (فکر کنم بعد از رفتن ما تا 2-3 ساعت مشغول جمع و جور کردن اتاق آوید بود)

وقتی میخواستم از تو و آوید عکس بگیرم ، تو دست آوید رو میگرفتی یا دستت رو روی شکمش میذاشتی یا کنارش دراز میکشیدینیشخند

و این هم عکسهای اون روز

اینجا آوید نمیخواست بره بغل آرام و داشت گریه میکرد

اینم آوید خانم گل



/ 4 نظر / 41 بازدید
سفید برفی

سلام خاله .. رفتی دیدن دخترخاله ؟ چه کارهای بامزه ای کردی ..انیتا هم چند روز پیش رفته بود دیدن یه نی نی وکلی از روروکش خوشش اومد .هی با اون جینگیل پینگیهای روروکش بازی می کرد

مامان آوید

قربون این ژستای آرام بشم من که تا میخواستی عکس بگیری دستشو به سمت آوید دراز میکرد...امیدوارم بعدها آرام جون و آویدک من دوستای خوبی واسه همدیگه بشن

مامان رامی

خداییییییییییییییی دلت هوش یه نی نی دیگه نکرد[چشمک] دختر گلت رو ببوس[ماچ]