آرام و علاقه به آوا

آرام خیلی آوا رو دوست داره ؛ دیروز عصر که آوا اومده بود خونمون آرام اینقدر ذوق کرد از دیدنش قلب که همش راه میرفت و صداش میزد : "آبا آبا"

هر چی آوا بهش میگفت گوش میداد ، انگار بچه آوا بود نیشخند آوا بغلش میکرد ، باهاش بازی میکرد ،‌بهش میگفت غذا بخور غذاشو میخورد ، بهش میگفت بخواب می خوابید ؛ اینم شانس منه ها کاش منم اندازه آوا دوست داشتنیشخندچشمک

اینجا هم بهش گفته آرام بخواب ؛ ببینید دخترم چه حرف گوش کنه :

و ببینید با چه علاقه ای به آوا نگاه میکنهقلب

/ 3 نظر / 45 بازدید
مهناز

فکر یه خواهر باش. این برابچم آب و دون نمیشه.[شیطان]

مامان درسا

عزیزم به وسعت تمامی مهربونی قلب مامانای دنیا دلت شاد وروزت مبارک[گل]