دیداری دوباره با آوید خانم

من و آرام مدتها بود که میخواستیم بریم دیدن دوست خوبم و دختر دوست داشتنیش آوید خانم خوشگل قلب

ولی یا برامون کار پیش میومد یا آرام سرما میخورد یا خودم سرما میخوردم و از ترس اینکه آوید خانم گل گلی رو مریض نکنیم نمیرفتیم ؛ تا اینکه بالاخره شنبه موفق شدیم برنامه رو جور کنیم و بریم دیدن دوستای خوبمون .لبخندقلب

آرام و آوید از دیدن هم کلی ذوق کرده بودن و آوید خانوم کلی خانوم تر شده بود و لپ لپیماچ

بعد از ظهر خیلی خوبی بود ، کلی بهمون خوش گذشت ، مخصوصاً اینکه من و دوستم حنا خانم گل مدتها بود که همدیگه رو ندیده بودیم و کلی حرف اون ته دلمون مونده بود که به هم نگفته بودیم .بغل

اما امان از عکس گرفتن از این دو تا خانوم شیطون ، اول اینکه آوید خانوم خیلی دوست داشت آرام رو ببوسه و از دور براش کلی بوس میفرستاد وقتی هم کنار هم گذاشتیمشون میخواست هر جور شده دستش رو به آرام برسونه و موهاش رو بگیره نیشخند

کلاً به مو علاقه خاصی داشت آویدنیشخند

آرام هم که توی این مدت با بچه این سنی طرف نشده بود می ترسید و میومد پیش من و با حالتی آمیخته از تعجب و نگرانی میگفت : " مــــــــــامــــــــــا" نیشخند

تازه آوید کلی به زبون خودش با آرام حرف میزد ، وقتی می دید آرام حواسش نیست صداش میزد قلب

ولی من عاشق این صدای بوس فرستادن های آوید شدم .قلب

اینجا آرام نمیخواست پیش آوید بشینه چون احساس خطر میکردنیشخند


اینجا هم داشت با نگرانی من رو صدا میزد چون آوید گرفته بودشزبان

اینم آوید خانم که وقتی مامانش عکس میگیره میخنده ولی برای ما نمیخندیدناراحت

/ 19 نظر / 70 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان پاتمه

جانمممم چشماش چه گرده اونجا که نگران شده آرامم [بغل][ماچ] چه دوست تپلیه نازی دارین [ماچ] خانومی مرسی بایت رای دوستتون داریم [بغل][ماچ]

سمانه مامان امیر حسین

سارا جوووووووووووون این آرام خیلی ملوس و خوش لباس شده هزااااااااااااااار تا ماچش کن آوید کوچولو هم خیلی با مزه هست

یاسی

این از نگرانی اینجور چشم گرد میشه؟ الهییی[خنده][ماچ] منم نارنگی ![خوشمزه] به منم میدی خانوم اوشتله ؟ [خجالت] این تیکه رو ویرایش کن مامانی :[ماچ] فقط خواستم بگم دیناهم توگروه هشتم ه .. نمیدونم رای دادین یا نه فقط چون خیلیا گفتن خبرمون نکردی اینو برا دوستایی که به دنیال رای دادن .. میفرستم [گل]

همراه

برای آرام عزیز در صورت علاقه میتونید با ما همراه باشید امیدواریم اطلاعات آموزشی ما برای دختر گلم مفید باشه

ارغوان

ای من به فدای اون نارنگی پوست کندنش

ارغوان

ای من به فدای اون نارنگی پوست کندنش

مامی آوید

روز خیلی خوبی بود سارا جون...واقعا رفتار آوید و عکس العمل آرام جالب بود...یعنی چی که دخترت از دخترم میترسههههههه؟؟؟؟؟!!!!! باید اینقدر همدیگه رو ببینن که ترس آرام بریز....آرام هم ماشالا خانومی شده واسه خودش...خیلی آرومه ساراجون...خدا حفظش کنه...

مامان یسنا

قربون آرامم برم که نگرانی تو چشماش موچ میزنه

رها

چقدر تو جيگري دختر من عاشق اين لباس خاكستريت شدم [قلب]

مریم

آرام خودم رو عشقه