مخفیگاه

دو ماه پیش یه روز صبح که من و تو توی خونه بودیم ، من کولر اسپلیت رو با کنترل روشن کردم و رفتم توی آشپزخونه مشغول کار بودم دیدم برش داشتی ، بهت گفتم آرام کنترل رو بذار سرجاش ؛ گذاشتیش روی مبل ؛ چند دقیقه بعد دیدم کنترل نیست از اون موقع من وبابات به مدت 2 هفته همه جای خونه رو زیر و رو کردیم ولی اثری از کنترل نبود ، دیگه به این نتیجه رسیدیم که توی سطل آشغال انداختیش و منم حواسم نبوده و رفته از خونه بیرون ؛ رفتیم نمایندگی کولر و یه کنترل جدید خریدیم.عصبانی

این مسئله همیشه برام سؤال بود که من که توی آشپزخونه بودم تو چجوری کنترل رو انداختی توی سطلی که توی کابینت هستش که من متوجه نشدم و اگه توی سطل ننداختی پس کجا رفته ، تا اینکه دیشب بازم من و تو توی خونه تنها بودیم ، من مشغول کار بودم دیدم گوشی تلفن بیسیم دستته و داری باهاش بازی میکنی ، چند دقیقه بعد با گوشی کنار باند ضبط نشسته بودی و چند دقیقه بعد گوشی تلفن نبود!!!!!تعجبتعجبسوال

اومدم پیشت گفتم :" آرام تلفن کوش؟" گفتی:"تیس"یعنی نیست .متفکر

کلی گشتم دور و ور ضبط ولی باز هم اثری نبود که نبود ، یهو به ذهنم رسید که ممکنه از توی سوراخی که روی باند هست هلش داده باشی ، بعد فکر کردم نه تلفن از این سوراخ رد نمیشه بعدشم مگه این سوراخ بسته نیست؟سوال

اما باند رو بلندش کردم و تکون دادم دیدم یه چیزی توش هست ، تماس گرفتم با موبایلم روی تلفن دیدم بعـــــــــــــله صداش از توی باند میاد .به من زنگ بزن

بعد گفتم نکنه کنترل هم توی باند باشه ، اون یکی باند رو بلند کردم و تکون دادم دیدم بعله از توی این باند هم صدای یه جسم میاد .آخ

منتظر موندم تا باباییت اومد خونه .

باندها رو باز کرد و تلفن و کنترل کولر رو از توی باندهای ضبط در آورد.نیشخند

بعــــــــــــــله مخفیگاهت رو کشف کردیم!!!!نیشخندتشویقتشویق

تازه دیشب میخواستی موبایل من رو هم بندازی توی باند ضبط که به موقع بهت رسیدم شیطونک مامان. قلبنیشخندماچ

/ 2 نظر / 12 بازدید
khale rahil

kheeeeeeeyli bahal o jaleb, cheghadr khandidam aram kochoolo

عمه مرضیه

جاااااااااااااااانم. کارش درسته[بغل]