آرام و آرشیدا

ما دیروز مهمون داشتیم ، یه مهمون خوشگل و دوست داشتنی بنام آرشیدا خانمقلب

آرشیدا دختر دوست مامانم هستش که دیروز با مامانش اومده بودن خونه ما مهمونی ، آرشیدا 9 ماهشه و 4 دست و پا میره ولی من دلم میخواست باهاش عمو زنجیرباف بازی کنم ، دستش رو میکشیدم که بلند شه ، ولی نمیشد!!!ناراحت

مامانم هی میگفت آرام ولش کن گناه دارهسوال 

من که کاریش نداشتم فقط دستش رو میگرفتم که بلند شه با هم بازی کنیم همینمتفکر چرا مامانم ناراحت میشد؟سوال

خلاصه که با همدیگه کلی شیطنت کردیم و خیلی خوش گذشتنیشخند

آرشیدا خانم

آرام خانم و آرشیدا خانم

کلمات جدید آرام :

  • از دیروز یاد گرفتی میگی :"آجی" اینم وقتی من داشتم با آجی زهرا حرف میزدم و صداش زدم آجی تو یاد گرفتی و شروع کردی به تکرار کردن
  • دو روزه که هر وقت دوست داری با هم بازی کنیم میگی"بازی"
  • دیروز ظهر که با مامان جون اومده بودی دنبال من ف عروسکت رو همراه خودت آورده بودی ف دم در خونه انداختیش زمین و گفتی "دودو اوف تُـد"


/ 0 نظر / 122 بازدید