دخترم راه افتاد

خدایا شکرتبغل

وااااای نمیدونین چه حـــــــــالی دارم قلب؛ اینقدر خوشحالم اینقدر قلبم مالامال از عشقه که فقط خدا میدونهقلب

آرام همین نیم ساعت پیش یعنی حدود ساعت 7:30 عصر بود که اولین قدمهای زندگیشو مستقل برداشتمژه

من داشتم تلویزیون نگاه میکردم ، آرام ایستاده بود و مبل رو گرفته بود ( خونه باباجون بودیم) ؛ یهو دیدم مبل رو رها کرد و 3 قدم برداشت و خودشو روی بالشی که وسط هال بود انداخت؛ باورم نمیشد " خدایا آرام من راه میـــــــــــره"

از خوشحالی نمیدونستم چیکار کنم بهش گفتم :"آفرین مامان ، قربونت برم الهی " و بغلش کردم و اینقدر بوسیدمش ؛ وقتی میبوسیدمش میخندید .قلب

خدایا باز هم شکر.

نمیدونین چه ذوقی دارم ، تو قلبم چه غوغاییه .

دخترم اولین قدمهاشو خیلی مردد برمیداشت و خیلی محتاطانه.

 

نکته تکمیلی:

الان آخر شبه و آرام از عصر تا الان از هر فرصتی برای تمرین راه رفتن استفاده میکنه ، اما حداکثر 4 قدم میره .

هر بار که راه میره من براش دست میزنم ، الان خودشم برای خودش دست میزنه.تشویق

خیلی خوشحالم ، خیـــــــــــــلیهورا

اینم عکس از اولین قدمها :

/ 6 نظر / 20 بازدید
مريم

مبارك عزيزم، انشا ا... يكي يكي تمام مراحل تكميلي رو در كنار مامان و باباش طي كنه و هميشه شاد و سلامت باشه

mehri

tabrik migam azizam,ishala shahede movafaghiyathay badi dokhtare nazet bashi [لبخند]

شینا

عزيزم چه دختر گلي[دست] [ماچ][ماچ]، اميدوارم هميشه همه قدمهاي زندگيشو محتاطانه برداره و دختر خوبي براي مامان گلش باشه [ماچ] [گل]

مباركه،مبارررررررررررررررررررررررررررررررررك.[گل]

سارا

مبارکه.... درضمن قالی باباجون شبیه قالی منه[چشمک]

سفید برفی

خاله قربونت بره بااون راه رفتنت اخه ... یه روزی می یاد که دنیا رو فتح می کنی عزیزم