دومین سفر تابستانی ( بخش سوم : ساری )

دوشنبه صبح 27 شهریور از هتل ملکشاه رامسر به مقصد هتل زیبای سالار دره ساری حرکت کردیم .

نزدیک چالوس مدتی توقف کردیم برای خرید و نهار ؛ نهار را در یکی از شعبه های اصلی اکبرجوجه صرف کردیم ، فوق العاده خوشمزه بود .

حوالی ساعت 5 بعد از ظهر به هتل جنگلی سالاردره رسیدیم ، محوطه  زیبا و دوست داشتنی این هتل ، خستگی راه رو از یاد میبرد ، هوا هم بسیار مطبوع و خنک بود .

اینم هتل سالاردره :


این هم از منظره روبروی تراس سوییتمون گرفتم:


آرام که از دیدن پارک بازی در محوطه هتل خیلی ذوق کرده بود و تمام مدتی که اونجا بودیم این جمله از دهنش نمی افتاد :" بلیم پارک " نیشخند

آرام و پارک هتل سالاردره :


آرام و آقاجون در پارک هتل سالاردره:


شب اول رو استراحت کردیم .

زیبایی و آرامش هتل باعث میشد که اصلاً نیازی به بیرون رفتن احساس نکنیم.

روز دوم بعد از صرف نهار در هتل به سوی ساحل حرکت کردیم ، چون شهر ساری از شهرهای ساحلی نیست ما به سمت فرح آباد رفتیم و در یه ساحل اختصاصی حدود 3 ساعت کنار دریا بودیم که آرام خانم 2 ساعتش رو خواب بود .نیشخند

آرام در ساحل فرح آباد :


آرام بر روی پله های سوییت ما در هتل :

 

هر بار برای صرف غذا میومدیم رستوران ، آرام شروع به گریه میکرد که بریم پارک، حتی پنجشنبه صبح ساعت 7 که از خواب بیدار شد و میخواستیم به سمت اصفهان حرکت کنیم ، گریه که بریم پارک ، منم بردمش پارک ولی همه وسیله ها خیس بودن بخاطر شبنم صبحگاهی ؛ با هزار جور وعده و وعید آرومش کردم.آخ

آرام روز آخر ساعت 7 صبح قبل از حرکت به سوی اصفهان:

/ 23 نظر / 130 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان درسا

آخیش چقدر دلم باز شد از این همه عکسهای خوشگل طبیعت من عاشق درخت وجنگل وآبشارم[خوشمزه][شوخی][خجالت] خوشحالم که کلی بهتون خوش گذشته عزیزم انشا... همیشه شاد وخوشحال باشید[قلب] آی خدا این خوشگل خانوم چقدر بامزه ست همه ی عکساش یکی از یکی خوشگلتر وتو دل برو تره مخصوصااونیکه از خواب بیدار شده [ماچ][ماچ][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل]

مامان زهرا نازنازی

چه عکس های قشنگی [قلب] ماشاالله 1000 ماشاالله به این عروسک ناز [ماچ] امیدوارم همواره بهتون خوش بگذره و شاد و سلامت باشید [گل]

ساناز مامان ترانه

سلام خانومی.من تازه با بلاگتون آشنا شدم دخملتون خیلی موش موشیه هزار ماشاء الله ...همیشه شاد باشید در کنار هم. دخمل منم همسن آرام جونه خوشحال می شیم اگه به وبلاگ ما هم سر بزنید . اگه مایل هستین تبادل لینک داشته باشیم [چشمک]

مامان یسنا

سلام معلومه خیلی سفر خوبی داشتین. خدا رو شکر شما اصفهانی هستین؟ من هم اهل اصفهانم[لبخند]

کمند مامی آترین

سلام عزیزم. خوشحالم از آشناییتون. همیشه به گردش و خوشی.این دخمل خانومیه شما هم خیلی نازه هزار ماشالله.ببوسیدش

مامان آرمیتا

[گل][گل]سلام عزیزم خیلی خوشحال شدم با وب شما آشنا شدم ماشالله چه دختر نازی دارید مثل اسمش آرام و زیبا هستش خدا حفظش کنه[ماچ][ماچ][ماچ] ما هم در اهواز زندگی میکنیم اگر دوست داشته باشید با دختری من دوست بشید با هم تبادل لینک کنیم گلی خبرم کن اگر دوست داشتی دوست عزیزم

مامان آنیسا

خوب امیدوارم حسابی از شهر ما خوشتون اومده باشه واقعا که هیج جای دنیا شمال نمیشه[چشمک] مرسی عزیزم که به ما سر زدید ما هم با افتخار لینکتون میکنیم [قلب] گل دختر خوشگلت رو ببوس[ماچ]

مهناز

من یک بار بیشتر اکبر جوجه نخوردم.............اصلا خوشمزه نبود.باید یه بار دیگه امتحان کنم.شاید جاش بد بوده....اول جاده چالوس یه رستورانه.اونجا خوردم.

پونه

سلام.منون که مارو لینک کردی منم این کارو کردم.دختر خیلی خیلی نازی داری.من عاشق عکسش تو ساحل فرح آبادم.بوسش کن و براش اسپند دود کن

جشنواره بزرگ كتابخواني مجازي

دوست بزرگوار و عزيز رسما"از شما دعوت می شود تا در "جشنواره بزرگ کتابخوانی مجازی"شرکت فرمائید. مایه مسرت ما خواهد بود اگر به عنوان همکار افتخاری در اجرای اين جشنواره همکار ما باشید