مادری نگران

الان حدود 8 روزه که شیشه شیر رو ترک کردی ، سه روز اول با لیوان شیر میخوردی و خوب و بدون دردسر هم همه شیرت رو میخوردی . منم راضی بودم .لبخند

از روز چهارم شروع کردی به غر غر که "شیر نه " منم با هزار جور وعده وعید و برنامه عمو پورنگ و فیلمای خودت و مهرسا راضیت میکردم که شیرت رو بخوری .خیال باطل

ولی دیگه جوری شد که با هیچ چی نمیتونستم مجبورت کنم شیر بخوری ، حتی دیگه حاضر نبودی شیشه رو بگیری و با اون شیر بخوری .

کلی غصه دار شده بودم.ناراحت

با دکتر کاوش (دکترت) تماس گرفتم و براش توضیح دادم ؛ گفت روزی یه لیوان بخوره کافیه و اگه به میل خودش نمیخوره خیلی بهش فشار نیار .

خودم از این میترسم که این اصرارهای من تو رو از شیر متنفر کنه .نگران

آخه از ماست و پنیر و دوغ که کلاً بدت میاد ؛ فقط کره ، روغن حیوانی و بستنی میخوری و من نگران این کمبود کلسیم هستم.

با دوستای خوبم که بچه های همسن تو دارن مشورت کردم ، همشون بهم گفتن که بهتره مجبورت نکنم و دو سه تا از دوستای خوبم راهکارهای جدیدی بهم پیشنهاد کردن که تو رو به لبنیات علاقه مند کنم.

الان 3 روزه شیر نخوردی.ناراحت البته روزی 2 تا بستنی خوردی و صبحونه هم کره و عسللبخند

حالا ما قراره دوره جدیدی رو با هم شروع کنیم .لبخند

یه خاطره جالب : چند روزه که ازم میپرسی :" مامان این چیه؟ " منم جواب میدم ، تو هم میگی :" آخرین "( همون آفرین خودموننیشخند) و برام دست میزنی .تشویق

دیشب دستت رو گذاشتی روی چشمام و میگی :"این چیه؟" ، من:"چشم"  ، تو :"آخرین" نیشخند

نمیدونم از کجا یاد گرفتی که مامان جون و آقا جون رو به اسم کوچیک صدا میزنی ، قبلاً فقط بابایی رو به اسم صدا میزدی ، الان مامان جون و آقاجون رو ؛ انگار هم سن و سالت هستن و رفیقت که اینقدر راحت با اسم کوچیک صدا میزنی.متفکر

چند روز پیش از من پرسیدی : " اسم آگاگون (آقا جون) چیه ؟" منم جواب ندادم که یاد نگیری اما ظاهراً خودت از پیش میدونستی و خواستی از من مطمئن بشی.ابرو

***عکس جدید بگیرم میذارم***

 

/ 22 نظر / 37 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mAhyA

سلام من چند روزیه خواننده خاموشتون هستم ولی الان خوندم که اهواز هستید... ما هم ساکن اهوازیم شما کدوم منطقه اید؟؟[چشمک] دکتر تغذیه و اطفال خوب هم خانم دکتر"فخری افرا" خواستید شمارشو میدم خدمتتون[قلب]

مهناز

میدونستی سارا جان.حبوبات وخرما و بادام.کلی کلسیم دارند....شاید بدردت خورد خواهر جان...دختر من فقط پنیر میخوره.میترسم آخر خنگ بشه

مامی آوید

نگران نباش سارا جون . کلسیم که فقط توی لبنیات نیست...بادام خام بگیر و بهش بده ...البته با پوست بگیر و هربار یه چند دونه پوست بگیر و بده بخوره...کلسیمش خیلی بالاست...شیرای طعم دار رو هم امتحان کن...کم کم به شیر خوردن برمیگرده... بوسسسسسسسس[ماچ]

سپهری

خانمی این کارو همه بچه ها الان دارن انجام میدن من هم بچه خواهر شوهرم همسنطوری صدا میزنه خدا نکنه میکی اینطوری بشه

مانی محیا

قربون آرام خانم که دیگه شیشه نمیخوره. محیا هم هنوز شیشه میخوره. آخه یکبار اونهم وقتی کله صبح خوابه بهش میدم و نمیتونم باهاش اونموقع صبح بجنگم که با لیوان بخوره. تازه هرچی که نخواد بخوره رو میریزم تو شیشش و تو عالم خواب نمیفهمه که چی خورده. مثلا عسل. دیگه تو طول روز نمیخوره. من هم بیخیال همه چی شدم

مانی محیا

قربون آرام خانم که دیگه شیشه نمیخوره. محیا هم هنوز شیشه میخوره. آخه یکبار اونهم وقتی کله صبح خوابه بهش میدم و نمیتونم باهاش اونموقع صبح بجنگم که با لیوان بخوره. تازه هرچی که نخواد بخوره رو میریزم تو شیشش و تو عالم خواب نمیفهمه که چی خورده. مثلا عسل. دیگه تو طول روز نمیخوره. من هم بیخیال همه چی شدم

مامان مهبد كوچولو

سلام عزيزم . نگرانيت به جاست ولي ببين با تشويق و برچسب و ... نميشه تشويقش كرد كه شير بخوره ؟؟؟؟[قلب]

مامان محمدحسن

برعکس پسر من عشق ماسته. جوری که اگه ببینه دیگه غذا نمی خوره ولی تخم مرغ اصلا نمی خوره

مهرنوش مامان مهزیار

سلام دوست عزیزم مهزیار در مسابقه نی نی فشن شرکت کرده . به این آدرس نی نی فشن 2- سری دوم – کد 0040 من و مهزیار بی صبرانه در انتظار رای ها شما هستیم. اینم آدرس http://ninimod.niniweblog.com

سپیده عمه آریانا

قربون این دخملی برم که خانوم تر شده . انشااله که رفته رفته مشکل حل بشه و روزی یک لیوان شیر رو نوش جان کنه . آریانا هم اوایل از شیر متنفر بود و لب نمی زد ولی الان عاشق شیره [قلب][بغل][گل]