باز هم سفر به دیار پدری (بوشهر)

ما دیروز برگشتیم از یه سفر خیلی خوب لبخند

از روز 30 مرداد که حرکت کردیم به سمت بوشهر تا دیروز که از بوشهر برگشتیم روزهای خوشی را پشت سر گذاشتیم ، بعد از حدود 3 ماه دیدار مجدد با عمه ها و مادربزرگ و پدربزرگ و مخصوصاً دختر عمه مهرساقلب

هر چند که بخاطر شرجی و رطوبت هوا فقط یه بار کنار دریا رفتیم ولی همین دور هم بودن خیلی خوب بود

برای آرام و مهرسا یه تولد دو نفره نمادین گرفتیم ؛ 2 تا شمع 2 بمناسبت دومین سال تولدشون روی کیک گذاشتیم ولی تا روشن میکردیم مهرسا دو تا شمعا رو خاموش میکرد نیشخند

آرام تا به خودش می جنبید و لباشو غنچه میکرد تا فوت کنه شمع تولدش رو ؛ می دید مهرسا خاموشش کردهنیشخند

این دفعه نکته جالبش این بود که آرام و مهرسا با هم حرف میزدن ، حرفای همدیگه رو می فهمیدن ، یه کمی مهرسا زور میگفت به دخترم و دوست نداشت آرام با اسباب بازیهاش بازی کنهناراحت ولی آرام هم لج نمیکرد و وقتی میدید مهرسا عروسکش رو میخواد بهش میداد عروسک رو

مهرسا شعر میخوند و جمله هاش نسبت به آرام کامل تر بودن و خیلی خیلی شیرین زبونی میکردقلب

/ 11 نظر / 86 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان درسا

مهربون ......الهی قربونت بلللللللللم من که دخمل عمه نمیذاشت با اون لبای خوشگل غنچه ایت شمعهارو فوت کنی جیگر طلا[ماچ]

مامان پاتمه

[بغل][ماچ]

مريم مامان آريا

سلام ممنونم كه به وبلاگ من سر زديد فكر كنم متوجه شديد كه من هم بوشهر هستم درسته ؟ ولي شما آبادانيد ؟ اونجا هم فاميل هاي همسري هستند البته همسري دو رگه تهراني - آباداني هست

مريم مامان آريا

شبهاي قدرتون رو ديدم و حسوديم شد و خيلي از خودم خجالت كشيدم چون من به بهانه آريا شب رو بيدار نموندم البته خيلي خسته بودم و فرداش هم مي خواستم برم سر كار ولي خيلي بد شد امسال كلا از وقتي آريا اومده اون قسمت معنوي من خيلي لنگ مي زنه و واقعا خجالت اوره

مريم مامان آريا

معنويات ما كه فعلا در حد ضرورياته خدا توفيق بيشتر بده قبلا هم به وبلاگ هم سرزديم - يادمه-ولي خيلي ازش گذشته در هر صورت خوش اومدين

مهناز

سلام.رسیدن به خیر.بیتای منم یه دختر عمه داره که از خودش20 روز کوچکتره.نمیدونم بچه های شما رو با هم مقایسه میکنند یا نه...یا مثلا ازاینکه دخترت در بعضی مسائل عقبتر باشه ناراحت میشی یا نه؟برای من که اصلا این همسن بودن جالب نبود.با اینکه اونهام دورن واصلا نمیبینمشون ولی راضی نبودم.

مريم مامان آريا

راستش چون خيلي به دير آپ مي كنم در واقع ماهي يكبار ، ديگه توي موضوع همون آپي كه مي كنم همون بازي ها و فعاليت هايي هست كه در اون مان انجام شده فعاليتهايي كه در ماه هاي گذشته نبوده و به اونها اضافه شده - تجربه هاي جديد اين جوري يه جورايي بهتره چون هر كسي كه مراجعه مي كنه مي تونه بر حسب سن كوچولوش بره اون ماه رو بخونه و اطلاع پيدا كنه من چه كارهايي در مثلا 22 ماهگي انچام دادم البته من اصلا مادر كاملي نيستم و از نظر خودم بايد هنوز خيلي بيشتر براي آريا جان وقت بذارم اما اين چند وقته شوهرم كمتر توي خونه حضور داشته لذا ما نصف نيرويمان در فراق همسري خاموش گشته و تنها از نيمي استفاده كرده ايم اما خدا رو شكر كارهاش كمتر شد انشاء اله دارم برنامه ريزي مي كنم براي روزهاي بهتر در كنار اريا

مامان ترانه

آرام جون بابت معرف وبلگت در مجله شهرزاد +2 بهت تبریک میگم

مامان ترانه

عزیزم می شه زحمت بکشید به ترانه جون من رای بدید(شماره 15) قسمت نظرات .... ممنون می شم لینک مسابقه http://koodakeman91.niniweblog.com/post347.php