سفرنامه بوشهر( ویژه بازگشت حاجی ها )

امروز میخوام عکسهای آرام و مهرسا رو تو این سفر چهار روزه به بوشهر که برای بازگشت مامان بزرگ و بابا بزرگشون از سفر معنوی حج بود بذارم .

اولین عکس ، آرام خانم سوار بر سه چرخه مهرسا در حیاط خونه بابابزرگ

این هم عکسی از آرام و مهرسا دم فرودگاه در انتظار آمدن مامان حاجی و باباحاجی

یه روز بعد از ظهر که از خواب بیدار شدن و اومدن توی حیاط ؛ دو تایی روی پله های ورودی نشستن ، آرام به من گفت مامان عکس نیشخند

منم دیدم موقعیت مساعده دویدم دوربین رو آوردم و این هم ماحصل عکسهای اون روز

اینجا هم داشتن با دستاشون شکلک در میاوردننیشخند

و بوسیدن همدیگه در نهایت تفاهمقلب

دست بر شانه هم لبخند

و ژستهای تنهایی آرام

عجیب روی مود عکس گرفتن بودنیشخند

و این هم یه خرس خوشگل که خاله بابایی براش از اصفهان آورده بود براش و دقیقاً لنگه همین رو هم برای مهرسا آورده بود لبخند

/ 23 نظر / 71 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

عزیزم همیشه شاد باشی [گل]

مامان آرمیتا

[ماچ]عزیز دلم خیلی عکسهایت زیبا شدن مخصوصا اون عکسهای تنهایی هستی[قلب][ماچ][ماچ][قلب]

مامان آنیسا

خیلی عکسات خوشگلن خانم کوچولو کولی لایک داره عکسات[قلب][قلب][قلب]

هلن مامی هورام

[جیگرتو برم من خانوم کوچولوی خوشگل و مامانی که اینقدر ژستهات قشنگه بزرگ بشه ازون دخترهای جذاب و نمکی میشه که دل همه رو میبرن سارا جون از حالا یادش بده به همه رو نده[چشمک]

تانی مامان امیررضا

سلام عروسک خاله هزار ماشاااااااااااااااااا خیلی جیگر شدی [ماچ][قلب]

عاطفه مامان ارش

سارا جون چه عکسایه قشنگی گرزفتین ماشاالله دخترت هم خیلی نازه خیلی هم قشنگ براش مینویسی زنده و پاینده باشه[گل]

مصي

خيلي ژستات و عكسات قشنگه عسللللل[ماچ][قلب]