ترک شیشه شیر

مدتها بود که غم و غصه اینکه چجوری شیشه شیر رو ازت بگیرم ذهنم رو مشغول کرده بود ؛ نمیدونستم چه ترفندی باید به کار بگیرم تا هم شیشه شیرت رو ترک کنی و هم اذیت نشی.نگران

همش نگران بودم.نگران

تا اینکه یکشنبه 28 آبان 91 مصمم شدم که تصمیمم رو عملی کنم ، با چاقو سر شیشه شیرت رو یه کمی سوراخ کردم ، شب موقع خواب که شیر خواستی ، وقتی شیشه رو گرفتی به 1 دقیقه نکشید که درش آوردی و گفتی "نمخوام"

منم گفتم مامان بیا برات توی سر شیشه میریزم بخور و کم کم توی سر شیشه که شبیه یه لیوان کوچیک بود ریختم و تو سر می کشیدی ؛ منم تشویقت میکردم .تشویقتشویق

خدا رو شکر همه شیرت رو خوردی و بعد هم مسواک زدی و تا صبح برای شیر بیدار نشدی .لبخند

به همین راحتی .قلب از بس که تو خوبی و دوست نداری مامانی رو خسته و ناراحت کنی فدات بشم من.قلب

دیروز هم که دوشنبه بود عصر و شب با لیوان شیر خوردی ؛ هر چند که وقتی میخواستی نصفه نیمه بخوری با وعده گذاشتن عمو پورنگ بقیه شیرت رو هم میخوردی.نیشخند

ولی امروز صبح ساعت 6:35 بیدار شدی گفتی :" ماما شیر" گفتم مامان بخواب الان برات میارم و خوابیدی و دیگه بهانه نگرفتی .لبخند

این بیشتر یه عادت شده بود برات تا یه نیاز و من خوشحالم خیلی خوشحال از اینکه دختر فهمیده و حرف گوش کنی مثل تو دارم .قلب

یه یادآوری شیرین : دیروز رعد وبرق و بارون شدید بود ؛ مامان جون باهام تماس گرفت گفت ببین آرام چی میگه ؟ 

مامان جون ازت میپرسید آرام آسمون چی میگه؟ تو هم صدات رو بم میکردی و میگفتی :" باااااااااام بااااااااااام" 

بعد ازت پرسید بارون چی میگه ؟ و تو با یه صدای ریز گفتی : " شُر شُر شُر "نیشخند

/ 19 نظر / 65 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمانه

قربونش برم که انقدر خااااااااااااااااااااانوم شده خدا رو شکر سارا جون که اذیت نشدی ماشالا واقعا دخمر خوشگلت فهمیده است جیگرشووووووووووووووووووو

مژده مامان ريحانه

خوش به حالت.چقدر راحت و منطقي برخورد كرده گل دخترمون.ريحانه براي پستونكش چنان گريه و جيغ و دادي ميكنه اگرم بهش نديم كار به مشت و لگد ميرسه[نگران]

نغمه

[قلب]

گلشن

ببخشيد من هنوز ني ني ندارم واسه همين خنگولم تو اين چيزا...چطوري نخواست شير بخوره تو شيشه..مگه چيميشد وقتي سر شيشو اونجور كرديد؟ بعد چطور از پوشك گرفتينش؟

مامان جونی

سلام عزیزم.چه جالب [رویا] لینک شدی آرام جونی.[تایید] خوشحالم که باهات آشنا شدم.من راجب مجله ی شهرزدا چیزی نمی دونستم.ممنون.[بغل][فرشته]

مامی آوید

خداروشکر سارا جون که این مرحله رو به خوبی و راحتی گذروندی .بابا وقتی میگم ماشالا آرام خیلی خانومه، بی دلیل نیست..

مامان مهبد كوچولو

سلام سارا جون ، آفرين به آرام خوشگلم كه يه متانت و مليح بودن خاصي داره چشاش و تونسته به همين راحتي ترك شيشه شير بكنه و مامان گلش رو اذيت نكنه . خدا واست حفظش كنه .[ماچ] ببوسش يه عالمه . [گل]

مهناز

خدا به ما صبر بده با این شیرین زبونیهاشون..........نخوریمشون یه وخت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟