آرام شیرین زبون

آرام من این روزها خیلی خیلی شیرین شده ، با اینکه هنوز بعضی از حروف رو درست تلفظ نمیکنه ولی جمله های قشنگی میگه ؛ گاهی حرفهایی میزنه که ما متعجب می مونیم که این رو از کجا شنیده.تعجب

ماجرای شماره یک : دیروز صبح که مامانی سرکار بود ، با مامان جون توی باغ نشسته بودی که آقاجون از اداره یه سر اومد خونه ،تا آقاجون رو دیدی گفتی : " آقا جون بستنی هلیدی؟ "نیشخند

آقا جون بهت گفته برات میخرم و ظهر که دوباره آقاجون اومده خونه  : "آقاجون بستنی هلیدی؟" 

و بعله آقا جون برات بستنی خریده بود .

آرام : " بستنی نونی بده "نیشخند

ماجرای شماره دو : دیروز هر چی دم دستت بود ، میذاشتی کنار گوشت و میگفتی : " سلام مهنی ، عزیزم حوبی؟(خوبی) "

وقتی هیچی دم دستت نبود ، دستت رو میذاشتی و با بابایی حرف میزدینیشخندقلب

ماجرای شماره سه : دو شب پیش بهت گفتم میخوای بریم پیش مهرسا ؟ تو هم گفتی :" آله بلیم "

گفتم بابایی که اومد میریم بوشهر پیش مهرسا

از اون شب هر دقیقه میگی : " مامان بلیم مهرسا ، بلیم بوشهر بلیم پارک با مهرسا"

تا بابایی اومد ، همش میگفتی : "بابا بلیم بوشهر ،  بلیم مهرسا "بابایی هم تعجب کرده بود.قلبچشمک

ماجرای شماره چهار : برات کفش گرفتم ، بردم خونه ؛ پات که کردم به مامان جونگفتم به نظرت سایزش خوبه؟ مامان جون با دست جلوی کفش رو لمس کرد که ببینه انگشتای پات در چه وضعیتی توی کفش هستن بعد گفت عالیه

حالا تو کفش به پا توی خونه راه میرفتی ، هر چند قدم می ایستادی و خم میشدی ، به جلوی کفشت دست میزدی میگفتی : " مامان عالیه "نیشخند

ماجرای شماره پنج : موقع نماز خوندن اصرار زیادی داری که تو هم چادر سر کنی و نماز بخونی ، بقول خودت :"الله محمد بخونم " و چون من یه بار موقع نماز خوندنت ازت فیلم گرفتم تا شروع میکنی به نماز خوندن هر چند دقیقه میگی :" مامان عکس "نیشخند یعنی برم دوربین رو بیارم و ازت عکس بگیرمقلبفدای نماز خوندنت بشم من که هر نمازت بیش از 20 رکعت دارهنیشخند

پینوشت : همین طور که فکر میکنم ماجراهای زیادی از شیرین زبونیای تو یادم میاد که اگه بخوام همش رو بنویسم کلی زمان میبره ، ولی عزیزم توی این حرفا و کارایی که میکنی هوش سرشاری موج میزنه که امیدوارم بتونیم درست پرورشش بدیمقلبقلب

 پینوشت دو : همه کتابهات رو همراه با من همخوانی میکنی و من و بابایی متعجب از اینکه چه زود همه کتابهات رو حفظ شدی.قلب

این هم چند تا عکس:

آرام خانم بر روی تاب


و آرام بر روی یه تاب دیگهنیشخند


آرام خانم با موهای گیس شده

/ 25 نظر / 68 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامی آوید

خداحفظش کنه که اینقدر شیرین زبونه...چقدرم بلا شده با اینکه آرومه...ماشالا...عکساش خیلی جیگرنننن...خصوصا موهای گیس باف شده اش...بوس واسه دختر نازممممم[ماچ][ماچ]

مریم مامی آیدا

ای جونم جیگرخاله[قلب][قلب][قلب] ماشالله وای خدای من چه موهایی واستا وان یکاد بخونم[قلب][قلب] ببوسش خوشمله . قلبون شیرین زبونیا و ژستاش[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

مامان محمدحسن

چقدر موهای بافت شده بهش میاد! مهنی یعنی چی؟! دلم دختر خواست!!!

سپیده عمه آریانا

فدات بشم شیرین زبون خوشمزه . جیگرتو برم با اون عکسهای یکی از یکی خوشگلترت . 10000ماشااله .[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][قلب]

زنده باشی عزیزم

مامان باران

عزیزم چه موهای نازی قشنگی دختر به موهاشه[قلب] من و بابای باران هم بی صبرانه منتظریم تا موهای باران خانم زودتر بلند شه درست مثل آرام یه وقت موهاش رو نزنی![شوخی]

مامان باران

عزیزم چه موهای نازی قشنگی دختر به موهاشه[قلب] من و بابای باران هم بی صبرانه منتظریم تا موهای باران خانم زودتر بلند شه درست مثل آرام یه وقت موهاش رو نزنی![شوخی]

نغمه

عزیزم شبیه دخترای مهربون تو کارتوناس[قلب]

هلن مامی هورام

ای جاااااااااااااااان جیگرتو برم من با اون موهای بافتت عزیزم دلم آب شد سارا جون با این دختر خوشگلت