آرام و اولین تب ویروسی

بالاخره صبح رسید و تب آرام پایین اومد و نفسی کشیدم . تب حتی یه لحظه وجود نازنین دخترم رو ترک نکرد ؛ عصر دوباره تبش اوج گرفت ، هر چی قطره استامینوفن میدادم کار ساز نبود ، دوست خوبم روشنک تماس گرفت با هم صحبت کردیم و اون بهم پیشنهاد داد که شربت بروفن رو امتحان کنم ، چون تازه بهش استامینوفن داده بودم تصمیم گرفتم شب بهش بروفن بدم.ابرو

آرام همچنان بیحال و بی رمق بود تا اینکه بابامهدی ساعت 9 از ماهشهر رسید و اومد دنبال ما ، با هم رفتیم بیرون ؛ باورم نمیشد آرام بعد از 2 روز شروع کرد به حرف زدن و دست زدن ، دخترم سرحال اومده بود باباشو دیده بود و روحیه اش عوض شده بود.تشویق

وقتی رسیدیم خونه ، لپهای آرام از شدت تب قرمز شده بود ، بهش شربت بروفن دادم به 10 دقیقه نرسید که تبش فروکش کرد و آرام سرحال شد ؛ کلی با باباش قایم موشک بازی کرد و بالاخره ساعت 1 خوابید و تا صبح راحت و آسوده خوابید.

الان هنوز یه مقداری تب داره ولی خدا رو شکر با اون شربت بروفن تبش افت میکنه.

تازه پنجشنبه بود که فهمیدم دخترعمه اش مهرسا هم همزمان با‌ آرام از روز سه شنبه درگیر تب و تهوع شده و بستریش کردن بیمارستان ؛ خیلی ناراحت شدم و به این نتیجه رسیدم که هرچی هست این دو تا از یه جا این ویروس رو گرفتن .

خلاصه اینکه بیماری بچه ها که نمیتونن حرف بزنن و دردشون رو بگن خیلی خیلی سخته .

اینم عکس آرام خانم که جمعه شب 7 مردادماه بعد از چندروز بیماری که بردمش حمام ازش گرفتم : 



/ 4 نظر / 46 بازدید
میترا

سلام خیلی سخته مریضی بچه ها ایشالله هیچ بچه ای مریض نشه .هیچ وقت جدا شربت بروفن اینقدر خوبه؟؟؟؟؟؟ اون سه روزی که مهراد تب داشت و هیچ طوری تبش پایین نمیومد حتی با قطره استامینوفن دکتر اصا این شربت رو نداد؟؟؟؟؟؟ بچه ها وقتی میرن بیرون کلا مریضی رو فراموش میکنن امیدوارم هیچ وقت مریض نشیییییییی عزیز خالهههههههه[قلب][قلب][ماچ]

عمه مرضیه

واقعا روزهای بدی بود. خدا رو شکر که هر دوشون این بیماری رو به سلامت پشت سر گذاشتن. والان سالم و سرحالن.امیدوارم که هیچ وقت مریض نشن.

مامان سحر

salam.mashalah aram e nazi darid.khoda barat0n negah dareh.↲2khtare manam chand roze dargire tab sh0dh manam kheili narahato kalafeh shndam.ba kh0ndane matlabe sh0ma yekam ar0m sh0dam.shado salamat bashid

سرودن شعر با نام و عکس کودک شما با موضوع دلخواهتان