سفرنامه شیراز(قسمت اول)

ما شیراز هستیم ، دیروز بعدازظهر بود که رسیدیم.

با اینکه بیشتر از حد معمول توی راه بودیم بخاطر ترافیک جاده ای که تعطیلات خرداد مسبب اون بود ، ولی یه انرژی فوق العاده داشتیم چون قرار بود وقتی رسیدیم یکی از دوستای مهربونمون رو ببینیم .

رسیدیم و قرار اولین دیدار با دوستمون موکول شد به ساعت 7 بعد از ظهر ، هایپر مارکت خلیج فارس که شهربازی هم داشت ؛ که هم به تو خوش بگذره و هم به ایلیا پسر دوست خوبم .

با اینکه شک داشتیم که هایپرمارکت باز باشه (بخاطر سالگرد ارتحال ) ولی رفتیم و دیدیم بله تعطیله ، این بود که به یه پارک همون نزدیکی رفتیم ، چون مهم مکان نبود مهم دیدن دوستمون و گذروندن لحظاتی به یاد ماندنی در کنارشون بود.

تو وایلیا خیلی زود با هم دوست شدین ؛ کلی بازی کردین و خوش گذروندین .

به پیشنهاد دوستم قرار شد شما سوار چرخ و فلک بشین ، با اینکه خیلی نگران بودم ولی موافقت کردم و چقدر به تو خوش گذشت ، اینقدر شاد بودی و می خندیدی که منم به وجد اومدم.

ساعت های خوبی رو با هم گذروندیم ، وقت کم بود و ما دوست داشتیم از این وقت کم نهایت استفاده رو ببریم ولی همیشه لحظه های خوب زودگذرن.ناراحت

اینم اولین گزارش تصویری سفر شیراز :

آرام وایلیا سوار بر چرخ و فلک


/ 19 نظر / 77 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عاشق باران

خوش بگذره باز هم...

سپهری

انشالله که خوش گذشته باشه بهتون شیراز شهر قشنگیه و دوست داشتنی

مامان جوجه طلا

به به همیشه به سفر و شادی . گزارش تصویری خیلی خوب بود . آرام جون مثل همیشه یه تیکه جواهره.[ماچ][قلب][گل]

سپیده عمه آریانا

همیشه به سفر عزیزم . الهی همیشه شاد و سلامت باشید . خوشحالم که در کنار دوستتون و ایلیا گلی بهتون خوش گذشته . بوووووووووووووووووووووووووووس برای آرام جانم[ماچ][بغل][قلب][گل]