اولین میوه از دست آرام

دیشب خونه آقاجون بودیم ، مامان جون ظرف میوه رو که آورد ، آرام خانم یه نارنگی برداشت و با اون دستای کوچولوش شروع کرد به پوست کندن نارنگی . قلب

بالاخره وقتی پوست نارنگی رو کامل گرفت ؛ اون رو سه قسمت کرد و یه قسمت رو داد به آقا جون ، یه قسمت به مامان جون و یه قسمت رو هم به من قلبقلبقلب

نمیدونین چقدر قلبم لبریز از عشق بود اون لحظه ، توی بغلم فشردمش و کلی بوسیدمش ماچماچماچ

انگار اون نارنگی لذیذ ترین و بهترین میوه دنیا بود ، اولین میوه ای که دخترم پوست گرفت ؛ میوه ای پر از بوی خوش دستان پاک و معصوم دخترم قلب

و من هنوز از طعم خوش اون نارنگی سرمستم .لبخند

آرام من ؛ عاشقانه دوستت دارم .قلب

این عکس هم مربوط به دیروز صبحه که از خواب بیدار شد و بردمش توی باغ بازی کنه :

/ 22 نظر / 60 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سپهری

اخ عاشق اینم که از دستشون یک چی به ادم میدن میخوری انگار تمام دنیا رو به ادم میدن خستگی ادم در میاد

مامان یسنا

چه لذتی داره از دست این فرشته میوه خوردن... مامانی خوش به حالت

مامان نيروانا

نوش جونت ساراجون، طعم بهشتيِ اون نارنگي به مام رسيد. كام شيرين باشي هميشه. ببوس آرامِ جان رو :*

مژده مامان ريحانه

آفرين به اين دخمل مهربون.دستشو ببوس.من از اول براي همي آرزو داشتم بچم دختر بشه

مامی آوید

قربون این دختر مهربون برم من...نوش جونت سارا جون...بدون شک خوشمزه ترین نارنگی عمرت رو خوردی....الان که دارم اینو مینویسم آوید تو بغلمه و داره موهامو نازی میکنه....