این روزهای آرام

آرامم ، دختر نازم 

مدتی است کمتر برایت مینویسم ، نه اینکه بی حوصله باشم ، وقت نداشته باشم ؛ نه. این روزها تو خیلی سریع رشد میکنی ، خانم میشی ؛ هر روز و هر روز نکته های جدید، جمله های جدید ، برخوردهای جدید از تو میبینم که این جدیدها آنقدر زیاد است که مانده ام کدام را برایت بنویسم .

یعنی واقعاً نمیدونم از چی بنویسم ؟

اگه بخوام بنویسم تمام شب و روز باید درگیر نوشتن باشم . اینه که فقط وقتی عکس جدید ازت میگیرم ، میام مینویسم برات.

دو روز پیش با هم رفتیم آتلیه خاله و بزوووووووووووووووووور ازت عکس گرفتیم .

با کلی وعده و وعید . آخ

اینم عکس آرام خانم با لباس بختیاری :

فقط اینو بگم بهت ؛ چند شب پیش مهمون داشتیم یکی از آقایون داشت سر میز شام صحبت میکرد .

آرام خطاب به مهمان : فسگلی با دهن پر حرف نزن. نیشخند

موقع شروع غذا پیش آقاجونش نشسته بود .

لقمه اول - آرام : پس پیازش کو؟نیشخند

هفته پیش من و بابایی ، بردیمت برای سنجش بینایی.

از ساعت 4 ظهر تا 9 شب تو نوبت بودیم ، خیلی خسته شدی ، منم میخواستم که همکاری کنی بهت گفتم اگه دختر خوبی باشی برات جایزه میخرم.

خلاصه اینکه بعد از معاینه توسط خانم دکتر و خروج از کلینیک .

آرام مامان چی میخوای ؟

تبلت

تعجب مامان تو لب تاب داری

نه مامان میخوام مثل دوستم که رفتیم خونشون تبلت داشته باشم.


/ 28 نظر / 80 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامی یلدا و سروش

هر چه از روشنی و سرخی داریم برداریم کنار هم بنشیینیم و بگذاریم که دوستی ها سدی باشند در برابر تاریکی ها یلدایتان رویایی روزهایتان پر فروغ شبهایتان ستاره باران[گل][گل][گل][گل]

مامان ندا

سفیدی برف را برای روحت سرخی انار را برای قلبت شیرینی هندوانه را برای عشقت وبلندی یلدا را برای زندگی قشنگت آرزومندم یلدا مبارک.[گل][ماچ]

مامان کارن

عزیزم دلم بااون لباس خوشگل بختیاری شرین زبون [قلب]

مامان کارن

عزیزم دلم بااون لباس خوشگل بختیاری شرین زبون [قلب]

مامانِ حنــــــــــــــا

ای جون، من فدات بشم وروجکِ خوشگلم ... شیرین زبونیتو قربوووووون ... جووووووووووووونم / پس پیازش کو فسگلی/ اووووووووووووووف ... بووووووووووووووووووس

مامان مهبد كوچولو

عسلم ، ماشالله چقدر توي اين لباس نانازي شده . خدا حفظش كنه . آرام بلايي شدي واسه خودت ها واسه همكاري تو سنجش بينايي تبلت ميخواي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!![خنده] چه دوره زمونه اي شده ها . ما يه سال درس ميخونديم و اگه رتبه ي خوبي ميوورديم و قرار بود جايزمون رو خودمون انتخاب كنيم نهايتش يه بسته مداد رنگي 24 رنگ رو طلب ميكرديم [نیشخند]

مامان مهبد كوچولو

عسلم ، ماشالله چقدر توي اين لباس نانازي شده . خدا حفظش كنه . آرام بلايي شدي واسه خودت ها واسه همكاري تو سنجش بينايي تبلت ميخواي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!![خنده] چه دوره زمونه اي شده ها . ما يه سال درس ميخونديم و اگه رتبه ي خوبي ميوورديم و قرار بود جايزمون رو خودمون انتخاب كنيم نهايتش يه بسته مداد رنگي 24 رنگ رو طلب ميكرديم [نیشخند]

شب قصه

بیشتر بیا مامان سارای مهربون، آخه ما دلمون کوچیکه، طاقت‌اش کمه، زود زود تنگ می‌شه... می دونی چیه سارا جان؟ من هر وقت دلم می‌گیره، میام یک سر این جا و بنابر روحیه‌ام یکی از تگ‌ها یا یکی از ماه‌های آرشیو رو انتخاب می‌کنم و با خوندن شیرین‌کاری‌ها و دیدن آرام کوچولوی دوست‌داشتنی حالم خوب می‌شه... از ته ته قلبم هم یرای فرشته کوچولوی ناز شما و خودتون تمام آرزوهای خوب رو آرزومندم:) :*

ماندانا

خوبه والا بچه سه ساله لپ تاب داره تبلتم میخواد[کلافه]

مامان یسنا

وای که چقدر دلم براتون تنگ شده بود خیلی وقت بود که نتونسته بودم درست وحسابی بیام نت. ببخش دوست خوبم... خیلی دوستتون داریم. چقدر آرام جونم تو این لباس بختیاری ناز شده. دختر آریایی ناز[ماچ]