دخترم برگشت

بالاخره این روزهای دوری و دلتنگی تموم شد.

دخترم به آغوشم برگشت .

بوی عطر تنش ، بوسیدن اون لپ های تپلیش ، محکم در آغوش گرفتنش ، لجبازی های شیرینش ؛ وای که چقدر دلتنگ شده بودم ، چقدر جاش خالی بود.

با اینکه این مدت باهام تلفنی حرف نمیزد ولی خیلی دلتنگ شده بود ، مثل یه نوزاد توی آغوشم جمع شده بود ، بهم میچسبید ، محکم بغلم میکرد ، میبوسیدم ، شب که میخواستیم بخوابیم دستاش رو دور گردنم حلقه کرد و خوابید.

خوشحالم که برگشته ، خونه سرشار از شادی و شور شده دوباره .

چقدر دلم برای در آغوش کشیدنش تنگ شده بود.

چه خوبه که برگشتهقلب

/ 7 نظر / 19 بازدید
نوژکوچولو

امیدوارم هیچوقت جاش خالی نباشه و همیشه درکنارهم شاد و خوشحال باشید [قلب]

مامان محیا

چه عکس خوشگلی . بوسسسسسسسسسس[قلب]

نغمه

سارا اشکم و درآوردی

سپیده عمه آریانا

سارا جون چشمتون روشن . الهی همیشه آرام قشنگم در کنارتون باشه . بچه های چشم و چراغ خونه هستند و نبودشون پر از غم و دلتنگیه . الهی که هیچ خونه ای هیچوقت خالی از بچه نباشه . [قلب][بغل][گل]

مامان جوجه طلا

ای جانم آرام خانوم ناز .مگر کجا رفته بود ؟ واقعا دوری از این شیرین زبونا خیلی سخته حتی یه لحظه ازشون دور بودن.[ماچ][قلب]