بدرقه عمو ابراهیم و زن عمو برای سفر به مکه

جمعه 21 شهریور 91 بود که برای مهمونی بدرقه عمو ابراهیم رفتیم ماهشهر ؛ آرام خیلی خوشحال بود که میریم " دَدَ " نصف مسیر رو بیدار بود و دست میزد و با ترانه هایی که تو ماشین گوش می دادیم با احساس میخوندنیشخند

اولش که رسیدیم ؛ با دیدن اینهمه جمعیت یه کم غریبی کرد و همش به من چسبیده بود ؛ خوب حق داشت مدتها بود اینهمه جمعیت رو یه جا ندیده بود نیشخند

هر کی بغلش می کرد ، برمیگشت به من نگاه میکرد و دستاشو به سمت من می کشید که من بغلش کنم و از اون وضعیت نجاتش بدم .نگران

اما کمی بعد از بغلم پایین اومد و از این اتاق به اون اتاق ؛ هر کی رو می دید میگفت : " پخ " که بترسن و خودش از اینکه اینهمه قدرتمنده لذت میبردنیشخند

کم کم هم یخش باز شد و شروع کرد به رقصیدن با آهنگ ، اما با اینحال از کنار من تکون نمی خورد .نیشخند

خلاصه اینکه تا عصر اونجا بودیم و بعد هم با همه مخصوصاً عمو ابراهیم و زن عمو که راهی خونه خدا بودن خداحافظی کردیم .بامن حرف نزن

اینم عکسای اون روز ( البته اینجا تقریباً نزدیک زمان برگشتن بود و موهاش بهم ریخته)

اینم فیگور اخم 


/ 14 نظر / 81 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان پاتمه

سلام موهات همه جوره نازن عسیسم[قلب] راستی بالاخره لینکدونیمون رو درست کردیم[دست][خجالت]

مامان درسا

الهی الهی این بنل خوشگل رو بیبین بااون دندونای نانازش انقدر این مدل دندونارو دوس داااااااااااااااااااااااااااااارم[بغل][بغل][بغل]

مامی آوید

ای جانم به این فیگور اخم آرام که عین اخمای خودته سارااااااااااااااااااا گل سرشو ببیننننننننننننن

مامان یسنا

ایشالا سفرشون پربار باشه. چه دختر نازی شدی با اون موهای قشنگت[ماچ]

مامان آنیسا

وای چه عکسای خوشگلی [قلب] اما از اخمش معلوم بچه با سیاستیه خوشم اومد[چشمک]

مامان آرمیتا

سلام عزیزم انشالله روزی خودتان و سفر خوبی برایشان آرزو میکنم[گل][گل] قربون اون آرام گلی با اون اخم خوشگلش[قلب][ماچ][ماچ]

ارغوان

ااا مرسی[نیشخند]پس شما تند تند عکس بگیرید که من گیر ندم[زبان]

یک انسان

سلام ماشالله چه دختر ناااااااااااازی [گل] خدا نگهش داره براتون. آره هردو کد رو برام بفرستین، روش فرستادن هم بهتره یا جدا جدا توی دوتا ایمیل پیست کنید و بفرستید و یا توی نوت‌پد پیست کنید و بعد موقع سیو کردن قسمت پایین کادر سیو encoding رو روی UTF-8 تنظیم کنید و سیو کنید و برام فایلها رو بفرستید. راستی جواب آخرین کامنتتون هم در مورد امکانات وب بود رو بخونید. ایمیل هم که همینی که اینجا ثبت شده.

ارغوان

مرسی از این همه لطف سارا جون[قلب]و همچنین خاطر شما و آرام جون برای ما

مامان نيروانا

جونم چه ناز شده با اين فيگور موهاش، اخمش هم قشنگه. خب محيطهاي شلوغ اينجوري هميشه براي بچه ها اولش سخته ولي امان از اينكه باهاش كنار بيان. خوشحالم كه بهتون خوش گذشته. بدست خدا باشن مسافراتون و بسلامتي برگردن.[قلب]