دومین بند ناف

دکترها میگن بچه سه تا بند ناف با مادر داره که اولیش  زمان تولد جدا میشه ؛ دومیش زمانی که از شیر گرفته میشه و سومیش زمانی که جای خوابش رو جدا کنند و اینا رو باید به موقع انجام داد .

مدتها بود که میخواستم تو رو از شیر بگیرم ولی دلم رضایت نمی داد ، آخه نمیدونی چه لذتی داشت وقتی تو در آغوشم بودی و با اون چشمای درشتت به من نگاه میکردی ، جدیداً هم یاد گرفته بودی موقع شیر خوردن با من حرف هم بزنی، دلم رضایت نمی داد این حس خوب تمام بشه ولی دیگه بزرگ شدی و وابستگی ات خیلی بیشتر شده بود ، دوست داشتی هر وقت بی حوصله هستی ، هر وقت کاری برای سرگرم شدن نداری و کلاً هر وقت دلت میخوای بیای توی بغلم و شیر بخوری ، نه اینکه گرسنه باشی ها ، محض تفریح ؛ گاهی حتی ملاحظه مهمان ها رو هم نمی کردی ؛ این بود که تصمیم گرقتم ترکت بدم.

کلی حساب و کتاب کردم و دیدم بهترین موقع یک هفته قیل از ماه رمضان هست و بالاخره چهارشنبه 20 تیر 91 ساعت 6 عصر آخرین باری بود که تو در آغوش من از شیر مادر بهره مند شدی .

الان دو روز از اون تاریخ میگذره و من احساس می کنم تو خیلی تغییر کردی ، برای جبران این جدایی ، دفعات بیشتری توی بغلم میای ، دستانت رو دور گردنم حلقه می کنی و همدیگه رو می بوسیم.قلبماچ

خدا رو شکر خیلی راحت با این مسئله کنار اومدی .

به این ترتیب دومین بند ناف آرام خانم جدا شد و یه قدم دیگه به سمت مستقل شدن برداشت.

راستی بهت بگم که جدیداً منو "ماما سا " و مامان جون رو " مامان اون" صدا میزنی.

/ 0 نظر / 15 بازدید