بوشهر

بالاخره بعد 5 ماه داریم میریم بوشهر 

وای که دخترکم اینقدر خوشحاله چون دلش برای همبازیش ، دوستش و دخترعمه اش مهرسا خیلی تنگ شده.

دیشب میگفت بذار خودم کادو کنم هدیه اش رولبخند

/ 12 نظر / 41 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شب قصه

خوش بگذره دوست کوچولوی دوست‌داشتنی من:)) :***

همکلاسی

سلام و عرض ادب مطالب وب شما بسیار زیبا و مفیده به بنده ی حقیر نیز سر بزن[گل]

مامان هلنا

چشمتون روشن ایشالله حسابی به همتون خوش بگذره منتظر عکسای قشنگت هستم[ماچ][قلب]

شب قصه

مامان سارا این‌طوری نمی‌شه ها!! خب ما هم نگرانتون می‌شیم، هم دلمون خیلی تنگ می‌شه واستون[ناراحت][گریه] تو رو خدا زودتر بیاید...

شب قصه

ساراخانم خوبید؟ مشکلی پیش اومده که نیستید؟ هم نگرانیم هم دلتنگ[نگران][ناراحت] امیدوارم که نیامدنتون به دلیل مشغله‌ها و اتفاق های خوب خوب باشه[لبخند]

نیلوفر

سارا جونم بیاین دیگه[نگران]

سیمین

وای چرا این عکسارو نمیزاری هرروز میام سر میزنم ولی خبری یست[ناراحت]