لینک دوستان


روز تولد آرام براش یه کلاه بوقی خریدم که موقعی که میخواد شمع روی کیکش رو فوت کنه روی سرش بذارم ولی آرام تا چشمش به کلاه افتاد زد زیر گریه گریه

برام عجیب بود چون تا حالا آرام از هیچ چیزی نترسیده بودمتفکر

جالب اینجا بود که اون کلاه رو هر کی سرش میذاشت باز آرام گریه میکرد و هنوز هم از اون کلاه حساب میبره و حاضر نیست بهش نزدیک بشهابرونیشخند

 اینم عکس های آرام و اون کلاه کذایی :    

 

 

[ دوشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٠ ] [ ٩:٥٤ ‎ق.ظ ] [ مامان آرام خانم ]
درباره وبلاگ

این وبلاگ دفترچه خاطراتی است که من همه خاطره ها و احساسم رو درباره دوران کودکی آرام در آن به نگارش در می آورم ، امید که روزی خودش نویسنده خاطراتش در آن باشد. آرام من در تاریخ 3 تیر 1389 در بیمارستان اروند اهواز چشم به جهان گشود،او اولین ثمره زندگی مشترک من و همسرم مهدی است و با آمدنش محیط خانه و زندگی ما را روشن و عشق ما را به ادامه زندگی دو چندان کرده؛ امید که شاهد خوشبختی و موفقیتش در همه مراحل زندگی باشیم.
امکانات وب