لینک دوستان


آرام خانم دو تا کتاب داره که خیلی باحالن و میشه سرت رو بذاری توی کتاب و از خودت شکلک دربیاری و بخندی

آوا و ایلیا اومده بودن خونه باباجون و اونا هم با سر رفتن توی کتاب 

حالا اینجا میتونین عکساشونو ببینین :

 

اوه چه هشت پاهای نازی 

عروس دریایی هم شدن 

اینجا هم که در نقش یه کوچولوی ناز هستن

 

 

[ شنبه ۱۱ تیر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ ] [ مامان آرام خانم ]
درباره وبلاگ

این وبلاگ دفترچه خاطراتی است که من همه خاطره ها و احساسم رو درباره دوران کودکی آرام در آن به نگارش در می آورم ، امید که روزی خودش نویسنده خاطراتش در آن باشد. آرام من در تاریخ 3 تیر 1389 در بیمارستان اروند اهواز چشم به جهان گشود،او اولین ثمره زندگی مشترک من و همسرم مهدی است و با آمدنش محیط خانه و زندگی ما را روشن و عشق ما را به ادامه زندگی دو چندان کرده؛ امید که شاهد خوشبختی و موفقیتش در همه مراحل زندگی باشیم.
امکانات وب