لینک دوستان


امروز آرام خانم برای اولین بار پای سفره حضرت ابوالفضل (ع) نشست .لبخند

عمه اشرف حاجتی داشت که برآورده شد و به همین خاطر امروز که مصادف با مبعث رسول اکرم (ص) بود سفره حضرت ابوالفضل (ع) رو توی خونه ما پهن کرد .

از شب قبل همه درگیر آماده کردن سفره بودن ، مامان سارا هم خیلی دلش میخواست کمک کنه ولی بخاطر اینکه آرام خانم خیلی شیطنت میکرد بهتر دید که مراقب آرام باشه که زحمتهای بقیه به هدر نره .نیشخند

سفره آماده شد ، میهمان ها کم کم آمدن و خانم مداح هم رسید ؛ مداح شروع کرد به خوندن دعای توسل ، فضا روحانی بود و همه دست به دعا برده بودن ، مامان سارا اشکهاش سرازیر بودن ولی میون اینهمه معنویت آرام خانم که توی بغل مامان سارا نشسته بود برای خودش دست میزد و برمی گشت به صورت مامان سارا نگاه میکرد که داره گریه میکنه  و میگفت "دِدِ؟" به زبون آرام یعنی چته؟نیشخند

خلاصه اینکه روز خوبی بود ، سفره خیلی معنوی و خوبی بود انشاءالله که خدا حاجت همه رو برآورده کنه .

[ پنجشنبه ٩ تیر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ ] [ مامان آرام خانم ]
درباره وبلاگ

این وبلاگ دفترچه خاطراتی است که من همه خاطره ها و احساسم رو درباره دوران کودکی آرام در آن به نگارش در می آورم ، امید که روزی خودش نویسنده خاطراتش در آن باشد. آرام من در تاریخ 3 تیر 1389 در بیمارستان اروند اهواز چشم به جهان گشود،او اولین ثمره زندگی مشترک من و همسرم مهدی است و با آمدنش محیط خانه و زندگی ما را روشن و عشق ما را به ادامه زندگی دو چندان کرده؛ امید که شاهد خوشبختی و موفقیتش در همه مراحل زندگی باشیم.
امکانات وب