لینک دوستان


ووووووووووووااااااااای فدای تو بشم الــــــــــــــــــهیقلبقلب

امروز ساعت 12:00 ظهر که برای ساعت شیر اومدم خونه ، آرام رو روی تخت نشونده بودم و داشتم باهاش بازی می کردم ؛ خاله زهرا اومد توی اتاق پیش ما ، آرام هم با دیدن خاله زهرا ذوق کرد و خندید.

من داشتم به لثه آرام نگاه میکردم که یه مروارید سفید دیدم ، شک کردم " یعنی آرام دندون درآورده؟؟؟"متفکر

رفتم دستمو شستم و روی لثه آرام کشیدم ، بــــــــــــــله یه دندون تیز کوچولو رو لمس کردم.

با تمام عشقی که در وجودم بود آرام رو در آغوش گرفتم و بوسیدم.بغل

فدای این دندون کوچولوت بشم مامانــــــــــــــیقلب

حالا میفهمم این دو شبی که تو بداخلاق بودی و بهانه گیری میکردی به خاطر نیش زدن دندونت بوده ؛ قربونت برم الهیماچ

نکته تکمیلی : جیگرم دو تا دندون درآورده فداش بشم الهیهورا

[ سه‌شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ٢:۱٧ ‎ب.ظ ] [ مامان آرام خانم ]
درباره وبلاگ

این وبلاگ دفترچه خاطراتی است که من همه خاطره ها و احساسم رو درباره دوران کودکی آرام در آن به نگارش در می آورم ، امید که روزی خودش نویسنده خاطراتش در آن باشد. آرام من در تاریخ 3 تیر 1389 در بیمارستان اروند اهواز چشم به جهان گشود،او اولین ثمره زندگی مشترک من و همسرم مهدی است و با آمدنش محیط خانه و زندگی ما را روشن و عشق ما را به ادامه زندگی دو چندان کرده؛ امید که شاهد خوشبختی و موفقیتش در همه مراحل زندگی باشیم.
امکانات وب