لینک دوستان


من و تو یه روز جدید رو شروع کردیم و امروز میخوام یه کمی با اعضای خانواده ات بیشتر آشنا بشی .


اول بابا مهدی گل : یه بابای دوست داشتنی و فوق العاده مهربون که خیلی عاشقته قلب


دوم مامان سارا : همین مامانی که این چند ماه در خدمتت بوده و تا آخر عمر عاشق عاشق در کنار تو زندگی میکنه .قلب


حالا خانواده مامان سارا :

1- بابا جون (بابای مامان سارا ) : یه بابابزرگ مهربون و دوست داشتنی با یه دل دریایی و بسیار رئوف که مثلش توی دنیا وجود نداره . در ضمن مامان سارا عاشقشه .قلب


2- مامان جون (مامان مامان سارا ) : یه مامان بزرگ زحمتکش و با محبت که قراره تو یه مدت طولانی مهمونش باشی و از محبت بی دریغش بهره مند بشی . در ضمن تو این مدت خیلی هوای تو و مامان سارا رو داشته .قلب

 
3- خاله زهرا : خاله بزرگت که خیلی خیلی دوست داره و برای اومدنت لحظه شماری می کنه ، در ضمن اولین عروسکت رو اون برات خریده (یه زرافه بانمک ) و برای کارهای مربوط به اتاقت خیلی به مامان سارا کمک کرده .

 

*بقیه رو در ادامه مطلب بخوانید :*

 


4- خاله ثمین : خاله وسطی که داره برای کنکور آماده میشه و قراره من و تو ماه اول بدنیا اومدنت رو تو اتاق اون سپری کنیم . باهاش خیلی خوش میگذره و با خاله ثنا کلی برات برنامه ریزی کردن ؛ راستی قول داده نقاشی های قشنگ یادت بده .لبخند


5- خاله ثنا : ته تغاری خونه ، خاله کوچیکه ، یه خاله شاد و پرشور که عاشق توئه . قراره وقتی بدنیا اومدی کلی باهات بازی کنه .نیشخند


خوب نوبتی هم که باشه نوبت خانواده بابا مهدی هستش :


1- بابایی (بابای بابا مهدی) : یه بابا بزرگ دلسوز و فداکار که از اول زندگی مشترک من و بابا مهدی خیلی به ما لطف داشته و همیشه حامی و پشتیبان بابا مهدی بوده .لبخند


2- مامانی ( مامان بابا مهدی ) : یه مامان بزرگ صبور و خوش اخلاق که همیشه مثل یه سنگ صبور در کنارمون بوده .لبخند


3- عمه مریم : عمه بزرگت که اونم یه نی نی توی دلش داره و بزودی برات یه همبازی بدنیا میاره ، در ضمن خیلی دوست داره و تقریباً هر روز با مامان سارا در تماسه و حال تو رو میپرسه .ماچ


4- عمه مرضیه :دومین عمه ات که خیلی مهربونه و دلش مثل آینه صاف و یکدسته .قلب


5- عمه محبوبه : سومین عمه ات که خیلی با محبته ، اونم مثل مامان تو رشته کامپیوتر تحصیل میکنه و انشاءالله سال آینده تو جشن عروسیش با هم شادی می کنیم.لبخند


6- عمه معصومه : ته تغاری خونه بابا مهدی اینا و عمه کوچیکت که همسن خاله ثنا هستش و اونم خیلی دوست داره.از خود راضی


7- عمو مالک : شوهر عمه مریم و بابای مهرسا . عمو مالک خیلی مهربونه و با بابا مهدی خیلی رفیقن .

8- عمو محمدرضا : نامزد عمه محبوبه و پسرعمه بابا که انشاءالله سال آینده جشن عروسیشون با عمه محبوبه هستش .

نظرات :

شنبه، ٢٢ اسفند ۱۳۸۸  - ۱٠:٢٩ ق.ظ

معرفی اقوام درجه یک

عزیزم  وبلاگت  خیلی زیباست امیدوارم  یه نی نی تپل مامانی و خوشگل به دنیا بیاری

نویسنده: مریم [atashkadeh_63@yahoo.com]

پاسخ:

 

مرسی عمه مریم جون که به ما سر زدی.زودی مهرسا خوشگله رو بدنیا بیار تا با هم بازی کنیم

 

 

[ سه‌شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ ] [ مامان آرام خانم ]
درباره وبلاگ

این وبلاگ دفترچه خاطراتی است که من همه خاطره ها و احساسم رو درباره دوران کودکی آرام در آن به نگارش در می آورم ، امید که روزی خودش نویسنده خاطراتش در آن باشد. آرام من در تاریخ 3 تیر 1389 در بیمارستان اروند اهواز چشم به جهان گشود،او اولین ثمره زندگی مشترک من و همسرم مهدی است و با آمدنش محیط خانه و زندگی ما را روشن و عشق ما را به ادامه زندگی دو چندان کرده؛ امید که شاهد خوشبختی و موفقیتش در همه مراحل زندگی باشیم.
امکانات وب