لینک دوستان


امروز چهارمین ماهگرد تولد آرام خانم خوشگله ؛ در واقع آرام من ۴ ماهش تموم میشه و وارد پنجمین ماه زندگیش میشه .

دخترم کم کم داره خانـــــــــــــــــــــــــــــــم میشه ؛ الان ٢ روزه که یاد گرفته وقتی میذاریش زمین غلت بزنه ، نمیدونیــــــــــــــــــــــــــن چه ذوقی داره وقتی میبینی میوه زندگیت یه حرکت تازه یاد گرفته .

من که روز اول هر بار که آرام غلت میزد تشویقش میکردم .

این هم عکسای آرام خانم:

اینجا دخترم تازه از حمام دراومده و تل زده به موهای خوشگلش

 

 اینم یه عکس سیاه و سفید توپ

 

 

 

این هم عکس آرام خانم با آقاجونش که تازه از سرکار برگشته و توی باغ خونه آقاجون عکس گرفتن ؛ ببینین آرام چه خنده ای کرده :

 

این هم عکس تکی توی باغ آقاجون :

 

اینم عکس آرام با مامان سارا(اینجا آرام و مامانی دارن عشقولانه به هم نگاه میکنن) :

 

   اینجا هم آرام خانم تازه از مهمونی برگشته :

 

 

 

ببینین این دختر من گرمش شده بود تازه از بیرون برگشته ، منم رفتم دست و صورتش رو شستم و یه دستی به موهاش کشیدم :

 

اینجا هم بابا مهدی خسته از سر کار برگشته بود و دلش برای آرام خیلی تنگ شده بود :

 

 

[ دوشنبه ۳ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۱:۳٥ ‎ب.ظ ] [ مامان آرام خانم ]
درباره وبلاگ

این وبلاگ دفترچه خاطراتی است که من همه خاطره ها و احساسم رو درباره دوران کودکی آرام در آن به نگارش در می آورم ، امید که روزی خودش نویسنده خاطراتش در آن باشد. آرام من در تاریخ 3 تیر 1389 در بیمارستان اروند اهواز چشم به جهان گشود،او اولین ثمره زندگی مشترک من و همسرم مهدی است و با آمدنش محیط خانه و زندگی ما را روشن و عشق ما را به ادامه زندگی دو چندان کرده؛ امید که شاهد خوشبختی و موفقیتش در همه مراحل زندگی باشیم.
امکانات وب