لینک دوستان


آرام جانم سلام

دختر گلم امروز ، روز تولد حضرت معصومه (س) و روز دختر بود ؛ خوشگلم روزت مبارک .

آرام من تازه دو روزه که یاد گرفته همه چیز رو با دستای کوچیکش لمس کنه ، فشار بده و بکشه ؛ خیلی دوست داشتنی میشه وقتی توی بغل مامان سارا هستش و با دستای کوچولوش دونه دونه موهای مامانش رو میکشه و میکنه ؛ یهو نگاش میکنی میبینی دستش پر از مو شده ؛ مثل این پنبه زنها اول موهای مامانش رو تار تار با انگشتاش باز میکنه و بعد هم یهو از جا میکنش.

وقتی توی بغلمه صدای ناخنهاشو میشنوم که روی پشتی مبل میکشه و صدا در میاره ؛ مادر به فدای اون دستهای کوچولوت.

دیشب برای اولین بار بردمش فروشگاه که خرید کنم ، با دستهای باز برای همه اجناس فروشگاه ذوق میکرد ؛ میخواست همشونو برداره ؛ بهش گفتم مامان خوبه فعلاً نمیتونی چیزی برداری والا باید فروشگاه رو بار میکردیم.

خدایا شکرت که فرشته ای به این مهربونی بهم دادی.

[ شنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٩ ] [ ٧:٠۱ ‎ب.ظ ] [ مامان آرام خانم ]
درباره وبلاگ

این وبلاگ دفترچه خاطراتی است که من همه خاطره ها و احساسم رو درباره دوران کودکی آرام در آن به نگارش در می آورم ، امید که روزی خودش نویسنده خاطراتش در آن باشد. آرام من در تاریخ 3 تیر 1389 در بیمارستان اروند اهواز چشم به جهان گشود،او اولین ثمره زندگی مشترک من و همسرم مهدی است و با آمدنش محیط خانه و زندگی ما را روشن و عشق ما را به ادامه زندگی دو چندان کرده؛ امید که شاهد خوشبختی و موفقیتش در همه مراحل زندگی باشیم.
امکانات وب