لینک دوستان


آرام خانم گل برای اولین بار زمانی از اهواز خارج شد که 3 ماه و 16 روزش بود، دختر خوشگل من صبح آخرین روز ماه مبارک رمضان همراه مامان و باباش حرکت کرد به سمت ماهشهر ، آخه بابا مهدی اون روز باید میرفت سرکار.

من و آرام خانم هم رفتیم خونه خاله آیه (که دخترعموی مامان سارا میشه)، ظهر هم بابا مهدی اومد دنبالمون و رفتیم بوشهر خونه مامان بزرگ و بابابزرگ (مامان و بابای بابا مهدی) ؛ حدود 6 روز بوشهر بودیم ، خیلــــــــــــــی خوش گذشت و آرام برای اولین بار دخترعمه خوشگل و مهربونش مهرسا خانم رو که 5 روز ازش کوچیک تره رو اونجا دید .

خلاصه روزهای خوبی بود ، آرام عمه هاش ، دخترعمه اش و شوهرعمه اش رو برای اولین بار زیارت کرد ؛ راستی دخترگلم برای اولین بار پاهاشو به آب دریای همیشه نیلگون خلیج فارس زد .

این هم عکسهای این سفر به یاد ماندنی :


آرام و مهرسا در اولین روز دیدار

دختران و پدران 

 

نوه ها و مادربزرگ

[ پنجشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸٩ ] [ ٥:٢۸ ‎ب.ظ ] [ مامان آرام خانم ]
درباره وبلاگ

این وبلاگ دفترچه خاطراتی است که من همه خاطره ها و احساسم رو درباره دوران کودکی آرام در آن به نگارش در می آورم ، امید که روزی خودش نویسنده خاطراتش در آن باشد. آرام من در تاریخ 3 تیر 1389 در بیمارستان اروند اهواز چشم به جهان گشود،او اولین ثمره زندگی مشترک من و همسرم مهدی است و با آمدنش محیط خانه و زندگی ما را روشن و عشق ما را به ادامه زندگی دو چندان کرده؛ امید که شاهد خوشبختی و موفقیتش در همه مراحل زندگی باشیم.
امکانات وب