لینک دوستان


بازم سلامماچ

من این مدت خیلی کم کار شدم ؛ آخه دلم نمیاد آرام خانم گل رو تنها بذارم و وقتمو صرف آپدیت کردن وبلاگ کنم.

ترجیح میدم از لحظه لحظه رشد آرام خانم استفاده کنم و در کنارش باشم .

خدا رو شکـــــــــــــــــــر میکنم که  " همه چی آرومه من چقدر خوشحالم / پیشم هستی حالا به خودم میبالم" قلب

* سری دوم عکسهای آرام خانم در ادامه مطلب *


این عکس از اولین شبی است که آرام خانم وارد خونه خودش شد ( اینجا آرام خانم ٢۵ روزش بوده)

اینم آرام خانم در حالی که دست به سر خوابیده

این عکس هم اولین باریه که آرام خانم شروع کرد به انگشت مکیدن البته نه انگشت شست بلکه انگشت اشاره

 

 

[ چهارشنبه ۳٠ تیر ۱۳۸٩ ] [ ٩:۳٥ ‎ب.ظ ] [ مامان آرام خانم ]
درباره وبلاگ

این وبلاگ دفترچه خاطراتی است که من همه خاطره ها و احساسم رو درباره دوران کودکی آرام در آن به نگارش در می آورم ، امید که روزی خودش نویسنده خاطراتش در آن باشد. آرام من در تاریخ 3 تیر 1389 در بیمارستان اروند اهواز چشم به جهان گشود،او اولین ثمره زندگی مشترک من و همسرم مهدی است و با آمدنش محیط خانه و زندگی ما را روشن و عشق ما را به ادامه زندگی دو چندان کرده؛ امید که شاهد خوشبختی و موفقیتش در همه مراحل زندگی باشیم.
امکانات وب