لینک دوستان


دختر گلم سلامقلب

خوبی خانومی مامان؟سوال

مامان سارا این روزها خیلی خیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی به تو فکر میکنه ، به آینده ات ، به روزهایی که در پیش داریم و پیش خودش یه تصمیمی گرفته که الان برات میگه : دخترم من تصمیم گرفتم که برات یه قلک  بزرگ بخرم مثل اونایی که خودمون تو دوران بچگی داشتیم وپول تو جیبیامونو توش پس انداز میکردیمنیشخند و از همون روز اول تولدت هر روز یه مقداری پول برات پس انداز کنم تو قلکت چشمک که وقتی بزرگ میشی کلی پس انداز داشته باشی ماچ

میدونی من عاشق شکستن قلکای سفالی هستم که پر از پول شدن ، هیجان شمردن پولها منو یاد دوران بچگی میندازهنیشخند نمیدونم شایدم برای دل خودم میخوام اینکار رو انجام بدم ولی به خاطر هرچی که باشه این کار هم به نفع توئه و هم دل منو شاد میکنه ، امیدوارم بعدها از اینکه این کار رو برات انجام دادم خوشحال بشی گلمبغل

[ سه‌شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ ] [ مامان آرام خانم ]
درباره وبلاگ

این وبلاگ دفترچه خاطراتی است که من همه خاطره ها و احساسم رو درباره دوران کودکی آرام در آن به نگارش در می آورم ، امید که روزی خودش نویسنده خاطراتش در آن باشد. آرام من در تاریخ 3 تیر 1389 در بیمارستان اروند اهواز چشم به جهان گشود،او اولین ثمره زندگی مشترک من و همسرم مهدی است و با آمدنش محیط خانه و زندگی ما را روشن و عشق ما را به ادامه زندگی دو چندان کرده؛ امید که شاهد خوشبختی و موفقیتش در همه مراحل زندگی باشیم.
امکانات وب