لینک دوستان


دختر گل گلی من سلامماچ

خوبی عزیزم؟سوال

من و تو امروز با هم رفتیم کلینیک خانوم دکترلبخند همه چیز خوب بود و تو در خواب ناز بودی ( فدای خوابیدنت بشم مادر )قلب

خانوم دکتر پرسید : تکوناش خوبه ؟ منم گفتم : بعــــــــــــلهنیشخند ولی خانوم دکتر برای اینکه مطمئن بشه یه فشار بهت وارد کرد و تو هم که از اینکه هم از خواب بیدارت کردن و هم فشارت دادن ناراحت بودی 2 تا لگد به دست خانوم دکتر زدینیشخند

فدای این دخملی عصبانی خودم بشم منقلب

خلاصه دخمل طلا ، از اونجایی که خانوم دکتر برای یه کنفرانس از 5 تیر تا 12 تیر میره خارج از کشور ، قرار بر این شد که شما خانوم خانوما به امید خدا اگه مشکلی پیش نیاد 3 تیر 89 بدنیا بیای و در آغوش مامان سارا جا خوش کنیقلب

وااااااااااااااااااااااااااای که چه روزی میشه اون روزبغل

عزیز دلم ، نفسم ، فدای اون صورت ماهت بشم من ، من و بابا مهدی بیصبرانه انتظار روزی رو میکشیم که تو در آغوشمون قرار بگیریقلب

به امید رسیدن اون روزماچماچ

[ یکشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ ] [ مامان آرام خانم ]
درباره وبلاگ

این وبلاگ دفترچه خاطراتی است که من همه خاطره ها و احساسم رو درباره دوران کودکی آرام در آن به نگارش در می آورم ، امید که روزی خودش نویسنده خاطراتش در آن باشد. آرام من در تاریخ 3 تیر 1389 در بیمارستان اروند اهواز چشم به جهان گشود،او اولین ثمره زندگی مشترک من و همسرم مهدی است و با آمدنش محیط خانه و زندگی ما را روشن و عشق ما را به ادامه زندگی دو چندان کرده؛ امید که شاهد خوشبختی و موفقیتش در همه مراحل زندگی باشیم.
امکانات وب