لینک دوستان


دختر گلم سلام

من و تو  این روزها هشتمین ماه زندگی مشترک دو نفره مون رو تجربه میکنیم و حسابی همدیگه رو دوست داریمقلب

من هر لحظه با تکونهای تو انگار عمر دوباره میگیرم و بیصبرانه منتظرم که بریم سونوگرافی و بتونم قد و بالای رعنای تو رو ببینمقلب

دختر گلی من ، من و مامان جون این روزا سرگرم خرید برای خانوم خوشگله خودمون هستیم ، امروز تصمیم گرفتم عکس لباسهایی رو که برات خریدم بذارم تا بعدها بیای ببینی مامانی چه ذوقی داشته برای بدنیا اومدن دخمل طلاشماچ

* عکس لباسای دخمل گلی در ادامه مطلب *


اینم از لباسای خوشگل گل گلی مامان

این دومین دست از لباسای سایز صفر خوشگل خانوم من

اینم دست سوم لباسای سایز صفرت که خاله زهرا برات خریده

اینم از لباسای سایز یک دخمل طلا

[ یکشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ ] [ مامان آرام خانم ]
درباره وبلاگ

این وبلاگ دفترچه خاطراتی است که من همه خاطره ها و احساسم رو درباره دوران کودکی آرام در آن به نگارش در می آورم ، امید که روزی خودش نویسنده خاطراتش در آن باشد. آرام من در تاریخ 3 تیر 1389 در بیمارستان اروند اهواز چشم به جهان گشود،او اولین ثمره زندگی مشترک من و همسرم مهدی است و با آمدنش محیط خانه و زندگی ما را روشن و عشق ما را به ادامه زندگی دو چندان کرده؛ امید که شاهد خوشبختی و موفقیتش در همه مراحل زندگی باشیم.
امکانات وب