لینک دوستان


دخمل گلم سلام

این مامانی تنبل خیلی وقته برات ننوشته ؛ آخه تعطیلات نوروز بود و من و تو و بابا مهدی مشغول گشت و گذار بودیم ، دیگه مامانی وقت نمیکرد بیاد تو اینترنت و برات بنویسه.

حالا میخوام عکس کتابهایی رو که من و بابا مهدی برات خریدیم بذارم تا ببینی .

 * عکسها در ادامه مطلب *


این دو تا کتاب با عکسای برجسته هستن و معرفی حیوانات و حشرات هستش :

اینم معرفی حیوانات هستش گل گلی مامان

اینم یه کتاب که یه سری مناسبتها و غذاها رو با شعر درباره انگشتای دست گفته خیلی جالبه

اینم یه کتاب در مورد موجودات دریایی که مامان و بابا میتونن صورتشون رو وسط کتاب بذارن و دخمل طلا رو بخندونن

اینم یه سری کتاب که مربوط به دوران کودکی مامان و بابا میشه

 

اینم کتاب لالایی های شبانه تو

اینم کتابهای تقویت هوش دخملی

اینم کتاب که مامانی عاشقشه و هر وقت دلش تنگ میشه برات یه قصه از تو این کتاب میخونه

 

[ دوشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ٩:۳۱ ‎ق.ظ ] [ مامان آرام خانم ]
درباره وبلاگ

این وبلاگ دفترچه خاطراتی است که من همه خاطره ها و احساسم رو درباره دوران کودکی آرام در آن به نگارش در می آورم ، امید که روزی خودش نویسنده خاطراتش در آن باشد. آرام من در تاریخ 3 تیر 1389 در بیمارستان اروند اهواز چشم به جهان گشود،او اولین ثمره زندگی مشترک من و همسرم مهدی است و با آمدنش محیط خانه و زندگی ما را روشن و عشق ما را به ادامه زندگی دو چندان کرده؛ امید که شاهد خوشبختی و موفقیتش در همه مراحل زندگی باشیم.
امکانات وب