لینک دوستان


واااااااااای خدایــــــــــــا شکرت

دو روزه که هر جامیری ، هرکاری می کنی ، هر چی میخوای بلند صدا میزنی : "مـــامـــــا"

چه لذتی داره شنیدن این کلمه از لبهای شیرین توقلب

باور نمیکنی که وقتی صدای " ماما " گفتنت رو می شنوم انگار خداوند همه موهبتهای دنیا رو یکجا بمن عطا کرده .بغل

 

آرام من مطمئن باش همونطوری که مرا برای هر کاری صدا میکنی ، من تا آخر عمر مثل کوه پشتیبان تو هستم و در پیمودن مسیر سخت و پرفراز و نشیب زندگی همواره دستهایت را در دست خواهم گرفت تا قدمهایت مستحکم تر از قبل شود.

پی نوشت : الان تماس گرفتم خونه و به مامان جون گفتم تلفن رو بده آرام ، تو هم گوشی رو گرفتی و همش میگفتی : " ما ما " و میخندیدی ؛ کلی روحیه گرفتم سرکار ؛ خیلی خوشحالم که اینقدر قشنگ صدا میزنی منو لبخند

[ شنبه ٥ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۸:٢٧ ‎ق.ظ ] [ مامان آرام خانم ]
درباره وبلاگ

این وبلاگ دفترچه خاطراتی است که من همه خاطره ها و احساسم رو درباره دوران کودکی آرام در آن به نگارش در می آورم ، امید که روزی خودش نویسنده خاطراتش در آن باشد. آرام من در تاریخ 3 تیر 1389 در بیمارستان اروند اهواز چشم به جهان گشود،او اولین ثمره زندگی مشترک من و همسرم مهدی است و با آمدنش محیط خانه و زندگی ما را روشن و عشق ما را به ادامه زندگی دو چندان کرده؛ امید که شاهد خوشبختی و موفقیتش در همه مراحل زندگی باشیم.
امکانات وب