لینک دوستان


این روزا که تنهاییم خیلی سخت میگذره خمیازه

چه خوبه که مامان جون و باباجون با خاله ها دارن از سفر برمیگردن لبخند فردا میبینیمشون 

امروز ظهر آرام پای تلویزیون خوابش برد ، مدل خوابیدنش همیشه همین جوریه .

اینم عکسش :



آخی دخترم بعد از بیماری چقدر لاغر شده

[ جمعه ٢٥ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ٧:۱٧ ‎ب.ظ ] [ مامان آرام خانم ]
درباره وبلاگ

این وبلاگ دفترچه خاطراتی است که من همه خاطره ها و احساسم رو درباره دوران کودکی آرام در آن به نگارش در می آورم ، امید که روزی خودش نویسنده خاطراتش در آن باشد. آرام من در تاریخ 3 تیر 1389 در بیمارستان اروند اهواز چشم به جهان گشود،او اولین ثمره زندگی مشترک من و همسرم مهدی است و با آمدنش محیط خانه و زندگی ما را روشن و عشق ما را به ادامه زندگی دو چندان کرده؛ امید که شاهد خوشبختی و موفقیتش در همه مراحل زندگی باشیم.
امکانات وب