لینک دوستان


چند وقته که نگران رنگ گرفتن دندونای آرام بخاطر قطره آهن هستم استرس

میترسم دندوناش خراب و سیاه بشن افسوس

به همین خاطر به فکر افتادم براش مسواک بخرم ، این بود که دیشب که مامان و آجی زهرا رفتن بازار ، باهاشون تماس گرفتم که از این مسواک انگشتی ها برای آرام بخرید لطفاً .

اما گیرشون نیومد و از این مسواکهای بچه معمولی براش گرفتن البته آلمانیه ولی خوب هنوز بلد نیست باهاش مسواک بزنهنیشخند

خلاصه اولش از دیدن شکل و شمایلش کلی ذوق کرد بعد که خمیر دندون زدم سرش ، تقریباً نصف خمیردندون رو خورد ؛ در نهایت دندون های پایین رو با تلاش بسیار مسواک زدم آخه آرام همش زبونشو میاورد بیرون و دندونای بالا هم یه کمی مسواک بهشون خورد ؛ جالبه که من همش نگران دندونای بالا بودم ولی آخرش نتونستم خوب مسواکشون بزنمنیشخند

 

 

[ چهارشنبه ٢ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ ] [ مامان آرام خانم ]
درباره وبلاگ

این وبلاگ دفترچه خاطراتی است که من همه خاطره ها و احساسم رو درباره دوران کودکی آرام در آن به نگارش در می آورم ، امید که روزی خودش نویسنده خاطراتش در آن باشد. آرام من در تاریخ 3 تیر 1389 در بیمارستان اروند اهواز چشم به جهان گشود،او اولین ثمره زندگی مشترک من و همسرم مهدی است و با آمدنش محیط خانه و زندگی ما را روشن و عشق ما را به ادامه زندگی دو چندان کرده؛ امید که شاهد خوشبختی و موفقیتش در همه مراحل زندگی باشیم.
امکانات وب